تبليغاتX
با تو حکایتی دگر

شاید وقتی دیگر

وقتی پنجره را می گشایم

هوای خنک با زرنگی به درون می خزد

نسیمی سبک بر روی گونه هایم مینشیند

ومن

پاییز نورس را باتمام وجود در آغوش میکشم

پاییز فصل من نیست موعد من است!

برای شاد بودن و زیستن

شاید وقتی دیگر!

!! نوشته شده توسط پارمیس | 18:27 | جمعه بیستم شهریور 1388 •

سلام!

 

سلام به همه!

فرصتم کم ودر حد یک پیام تشکر است!

در اولین فرصت باز میگردم وبر همه درودی دگر باره خواهم فرستاد!

 

!! نوشته شده توسط پارمیس | 16:55 | سه شنبه سوم شهریور 1388 •

من هستم...

 

 

 

                             هستم اگر میروم گر نروم نیستم

 

        هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

           ثبت است بر جریده عالم دوام ما!!!

!! نوشته شده توسط پارمیس | 10:6 | پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 •

!!!!!!

 

                                                 رای سبزمن

 

 

                     نام سیاه تو نبود

 

حتی تهدیدهم دیگر کار ساز نیست!

 

توپ !تانک ! بسیجی! دیگر اثر ندارد!

 

!! نوشته شده توسط پارمیس | 10:7 | یکشنبه سی و یکم خرداد 1388

چرا؟!!!!!!!!!!!

سلام

من برگشتم!با اشتیاق هم به وطنم پا گذاشتم!علیرغم اینکه خیلی خوش گذشته بود!!.

وعلیرغم تمام ادعاهایم رای هم دادم تا این مردک مترسک دوباره رییس جمهور نشود .

فکر کردم جوابگوی وجدانم نخواهم بود !

غافل از اینکه فکر سابقم که دلیل رای ندادنم بود صحیح بوده است!

ما گول خوردیم!

ما را پای صندوق رای بردند تا به جهانیان اعلام کنند که ملت ایران با حداکثر رای در عین بلاهت یک دروغگوی حرفه ای را دوباره انتخاب کرد!

چرا؟چرا؟

از صبح بیش از هزار دفعه از خودم پرسیدم چرا؟

ما فریب خوردیم!

!! نوشته شده توسط پارمیس | 7:30 | شنبه بیست و سوم خرداد 1388 •